محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
348
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
و سخن او را نمىپذيرفتند و گستاخانه شعار مىدادند « شنيديم و شكستيم ، ( - فرمان نبرديم ) » و تا آنجا در گستاخى پيش رفتند كه چون موسى آنان را به پيكار با دشمنانشان فرا خواند ، پاسخ دادند : تو و خدايت برويد و بجنگيد ، ما اينجا نشستهايم ، و چون سفارششان كرد كه فروتنانه به شهر درآيند و براى پوزش خواهى واژهء « حطّه » ( - بار گناهان را از ما فرو نه ) را بر بر زبان آوردند ، آنان از روى طعنه و تمسخر به جاى « حطّه » ، « حنطه » ( - گندم ) مىگفتند و به جاى فروتنانه رفتن ، مسخرهكنان از پشت مىرفتند و روى هم از هيچگونه گستاخى و سركشى و آزاررسانى به پيامبرشان دريغ نمىكردند . بارى اين بار از موسى خواستند ، بايد خدا را آشكارا به ما نشان دهى تا ايمان بياوريم ، انگار هنوز پس از آن همه معجزهها و نشانههاى گمان ناپذير ، به موسى و خداى او ايمان نياوردهاند و گرنه چنين پيشنهادى نمىكردند ، پيشنهادى كه در قرآن از آن چنين ياد شده است : « و به ياد آوريد كه گفتيد : اى موسى : تا خدا را آشكار نبينيم ، هرگز به تو ايمان نمىآوريم ، پس صاعقه شما را فرو گرفت و شما مىنگريستيد ، آن گاه شما را پس از مردنتان برانگيختيم ، باشد كه سپاسگزاريد » . « 1 » اما اين كه درخواست ديدار خدا چه زمانى بوده است ، پيش از توبه از گوسالهپرستى يا پس از آن ، گروهى گفتهاند پيش از توبه و گروهى پس از آن ، و ما سخن آنان را كه مىگويند پس از توبه بوده ، بيشتر مىپسنديم . پسند ما اين روايت را نيز پشتوانه دارد كه چون اسرائيليان براى توبه از گوسالهپرستى همديگر را كشتند و خدا توبهشان را پذيرفت ، خداوند موسى را فرمان داد تا همراه با گروهى از اسرائيليان نزد او روند و پوزش خواهند . موسى نيز از ميان خويش هفتاد تن را برگزيد و براى پوزشخواهى با خود به وعدهگاهى كه خدا گفته بود ، برد . و چون به وعدهگاه رسيدند و موسى به كوه نزديك شد ، ابرى فرود آمد و همهء كوه را فرا گرفت و آن هفتاد تن نيز نزديك شدند و زير پوشش ابر درآمدند و به سجده افتادند ، شنيدند كه خداوند با موسى سخن مىگويد و او را به چيزهايى فرمان مىدهد . و چون ابر كنار رفت و موسى نزد آنان بازگشت ، گفتند : تا خدا را آشكارا نبينيم ، به تو ايمان نمىآوريم ، خدا با تو سخن مىگفت ، او را به ما نشان ده ، و اينجا بود كه صاعقهاى آمد و آنان را كشت ، موسى كه چنين ديد ، به گريه
--> ( 1 ) . « وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ * ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ » ( سورهء بقره ، آيات 55 - 56 ) .